|
|
|
|
گردونه رو بچرخون! عجب كاري بود اين كارت. اينو بزار اونور اونو بيار اينور!گردش كاري و تحول در سيستم! به اين ميگن ابتكار. خداييش هركي انتقاد كنه خودم ميندازمش تو گردونه تا بپيچه! اصلا براي چي بايد كسي انتقاد كنه! چه معني داره! نكنه از حسادت دارن كور ميشن! چارديواري اختياري! اون مدير بنده خدا كه در بدي آب و هواي يك شهر سختي كشيده حالا منتقل شده به يك شهر ديگه تا جبران اون روزها بشه! به اين ميگن عدالتگستري و اعتدال در روشهاي مديريتي. تازه بايد يه جايزه هم براي اين ابتكار در نظر گرفت! ميشه الگوبرداري كرد و در تمام بخشها اجرا كرد! حتي ميشه براي اينكه مديرها از كار زيردستهاشون باخبر بشن براي يك روز هم كه شده جاي مديرها رو با زيردستاشون عوض كرد! براي اينكه بيعدالتي هم نشه، ميشه اسمها رو ريخت تو گردونه و چرخوند تا به قيد قرعه يكي بشه رييس! اين كار باعث ميشه همه سختيهاي مديريت رو بفهمن! مدير هم دستور گرفتن و خداي نكرده (زبونم لال) زورگويي رو درك كنه! شايد تو همين يه روز مديريتها! تحولات شگرفي اتفاق افتاد و مديريت گردشي به عنوان يك روش مديريت ايراني در كتب مديريت ثبت شد! خدا رو چه ديدي! ادامه بده! نتيجه اخلاقي بيشتر از سه دور گردونه رو بچرخوني جرزنيه! هر گردشي گردش نيست، گردش براي مديريت نيست! ثبات مديريت مثل موندن آب در مردابه و خطر داره!!!
|
|
+ نوشته شده درجمعه هفدهم اسفند 1386 ساعت 20:13  توسط حمید باستانی
|
|
| |
|
|