تبليغاتX
برج مراقبت


 

 برج مراقبت
نگاه طنازانه به موضوعات

درباره من
 
پنجره روباز کن ....
یکی اونجا هست که داره نگاه می کنه
واقعیت رو میبینه اما روش نمیشه بگه...
اون بالاتر هم یکی هست که از برج مراقبت نگاه می کنه
ببین ...از نگاه اون حقیقتو ببین
-------------------------------------
پیام ضروری:حتمی نظر بدید


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
 
پیوندهای روزانه
  موج
آرشیو پیوندهای روزانه
 
نوشته های پیشین
  هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
 
 
 
پیوندها
  قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
خانواده سبز/مرورگر اخبار
دستپخت ژورنالیست ایرونی
آنچه نمی نویسم
گفته ها و ناگفته ها
بوم
عکس بازی
یادداشت‌ برای مخاطب احتمالی
آزادی
رادیو زمانه
جدیدترین و بهترین ها
 
طراحی قالب
 
 RSS 


POWERED BY
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> > BLOGFA.COM
<-BlogCustomHtml->

 

 

 

 
 گريه كن، گريه قشنگه!
وقتي بخواهي از چيزي بگويي كه هيچ خنده‌اي نداره، وقتي بخواهي روايتي كني از موضوعات گنگ و پرابهام! آيا جاي خنده‌اي بازمي‌مونه؟!
در اين مواقع بهتر آن است كه كمي گريه كنيم و از غصه‌هايمان بكاهيم! وقتي كه مهم‌ترين آزادراه كشور از نظر مردم (آزادراه تهران- شمال) بعد از گذشت 12 سال زير 10 درصد رشد فيزيكي داشته باشه و وقتي بزرگ‌ترين پروژه بندري كشور (فاز اول بندر شهيد رجايي) با وجود تاخير در زمان اعلام شده براي افتتاح( يك‌سال هم از اين تاخير گذشته) و هنوز هم به افتتاح نرسيده است و مسوولان در بازگشتي به عقب اعلام مي‌كنند ما زمان براي افتتاح اعلام نكرده‌ايم آيا مي‌توان خنديد؟!
گريه مي‌كنيم در زمانه‌اي كه دنيا با سرعتي غيرقابل تصور در حال حركت رو به جلو است و ما هنوز در طرح‌هاي توسعه‌اي ابتدايي خود مانده‌ايم!!
بايد گريه كنيم وقتي كه هر سال حوادث و سوانح هواپيمايي را مي‌بينيم اما هرچه مي‌گوييم گوش شنوايي نيست!
گريه دارد كه مسوولان حتي خود را موظف به پاسخگويي نمي‌بينند تا دست‌كم دليل سوانح را اعلام كنند!
گريه دارد كه خبرنگاران را متهم به باج‌گيري و دشمني مي‌كنند تنها به اين بهانه كه پرسش‌گر بوده‌اند!

                   
گريه دارد كه مسوولان با بي‌تفاوتي به نوع خدمات خود وضعيت موجود را بسيار خوب اعلام مي‌كنند و در پرسش‌هاي آگاهانه برخي رسانه‌ها دست‌آخر بهانه كمبود امكانات را مي‌آورند و از نقش خود نمي‌گويند كه تا چه حد اين كمبود امكانات به نوع مديريت آنها بازمي‌گردد؟ چراكه مدير امروز امكانات مديران فردا را مي‌سازد و غفلت آنها ضعف فرداهاي ماست!
گريه مي‌كنيم براي خود كه با دستان خالي و با قلمي كوچك همواره متهم هستيم و مديران هر مشكلي را به ما مي‌چسبانند تا خود را فارغ از اشتباه كنند.
گريه مي‌كنيم اما خوشحاليم كه دست‌كم در انعكاس مشكلات و غفلت‌هاي مديران حمل‌ونقل همچون برخي افراد كه با كمترين هدايا حاضر به خوب‌گويي و چشم‌پوشي شده‌اند، نبوده‌ايم و براي دنياي ديگري كه در راه است توشه اندوخته‌ايم.
گريه مي‌كنيم به حال خود، به حال مردم و به حال آنان كه بر گريه‌هاي ما ارزشي قايل نمي‌شوند!
نتيجه اخلاقي؛
- چين سه ميليون كيلومتر جاده ساخته كه ساخته! ما كه نبايد خودمونو با اونا مقايسه كنيم!
- اصلا به توچه سطح ترانزيت و كالاهاي عبوري پايينه
- گريه كن براي خودت كه آه نداري با ناله سودا كني! سمج!

  + نوشته شده درسه شنبه دوم بهمن 1386  ساعت 19:11  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 گريه‌ام از خنده دل‌انگيزتر است‌
نمي‌دونم اين گريه چرا تمومي نداره! هرچي مي‌خوايم نيمه پر ليوان رو ببينيم نمي‌شه كه نمي‌شه! تا مي‌خوايم به خودمون بيايم از اين طرف و اون‌طرف خبرهاي عجيب و غريب به گوش مي‌رسه!
مي‌گن طرح عمراني! اما بعضي از اين طرح‌ها با عمران و آباداني خودشون پيام تخريب چيزاي ديگه رو داره و مصداق همون شكستن سر و گذاشتن گردو در دامانه! اين‌طرف راه‌آهن ساخته مي‌شه و در مسير ساخت راه‌آهن يك اثر باستاني در معرض خطر قرار مي‌گيره و هرچي داد و فرياد مي‌شه كه آقاي عمران‌گر! اين پروژه شما باعث تخريب اين اثر باستاني مي‌شه، گوش‌ها بدهكار نيست ولي وقتي پاي فشار رسانه‌ها بيشتر وسط كشيده شد آقايون اعلام مي‌كنن ما از اول هم نمي‌خواستيم تخريب كنيم! اين‌طرف اعلام مي‌شه تعدادي زمين‌خوار با فشارهاي مخفيانه تونستن تغيير مسير جاده تالاب انزلي رو منحرف كنن تا 300 هكتار از تالاب انزلي در معرض خشكي قرار بگيره و در آينده بتونن اين زمين‌ها رو بفروشن و... باقي ماجراها!

                 
منادي از جاي ديگه بانگ برمي ياره كه ايهاالناس به‌گوش باشيد آزادراه شمال با اين همه هزينه داره زيست‌محيط شمال رو تخريب مي‌كنه و با وجود موظف شدن سازندگان اين جاده براي كاشت درخت (ما به‌ازاي تعداد قطع شده) هنوز كار مهمي انجام ندادن و بعد از چند سال تازه تصفيه فاضلاب‌هاي حفاري رو شروع كردن! سد سيوند هم كه ديگه سوژه نخ‌نمايي و گفتن نداره كه چه ميراثي از فرهنگ اين مملكت رو به باد داد.
نمي‌دونم اين مرور كوتاه اونم فقط روي چند تا پروژه عمراني! چرا اين قدر اين گريه رو تشديد مي‌كنه كه بعد از چند روز نتونستم موضوع رو تغيير بدم و تازه فهميدم اين گريه از درديه كه اين روزها درمون نداره!
كاش مي‌شد اصلا فكر نمي‌كردم ، تا شايد مثل بقيه، نفع دنيا رو به وجدان مصادره مي‌كردم حالا فهميدي چرا گريه خوبه نه خنده!
نتيجه اخلاقي؛
- هر عمراني بايد خرابي داشته باشه چون تخريبه كه پول مي‌سازه!
- خرابي*خرابي= سازندگي (به توان دو)
- تا بوده همين بوده تا هست همين باشه!

  + نوشته شده درسه شنبه دوم بهمن 1386  ساعت 19:9  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 غصه نخور فداي سرت!
تا كي بايد از دست تو بكشيم! آخه چرا دست از سر ما بر نمي‌داري؟
به ما چه داري مخازن زيرزميني رو تامين مي‌كني، به ما چه موهبت الهي هستي و باعث خواب زمين تويي! با اومدنت ما رو داري از كار بيكار مي‌كني. امسال با قدرت كامل اومدي و همه‌جارو سفيد پوش كردي، حالا هم كه همش داري يخ‌بندون راه مي‌اندازي و باعث مي‌شي كارهاي ما خراب بشه!

           
ما اعلام كرده بوديم پروازها از اول بهمن به ترمينال بين‌المللي مي‌ره تا مردم در پروازهاي داخلي احساس پروازهاي خارجي بهشون دست بده، اون وقت تو ميايي تموم نقشه‌هاي ما رو نقش برآب مي‌كني! آخه مگه ما چه بدي به تو كرديم كه اينقدر سردي! اين همه هماهنگي كرديم، به ايرلاين‌ها گفتيم و تو رسانه‌ها خبررساني كرديم، اون وقت تو نمي‌زاري؟ اصلا مي‌دوني اين كار تو باعث شد تا مسوولان هما هم به‌خاطر سرما متوجه نباشن كه قراره پروازها مستقل بشه، ايران‌ايرتور‌ي‌ها هم خبر نداشتن، همش تقصير تو بود ديگه! همه جا سرما رو بردي بالا، گوش‌ها هم يخ بسته، اين همه رسانه‌ها گفته بودن، اون وقت اونا نشنيدن، مي‌دوني چرا؟
تو باعث شدي اين همه هماهنگي از بين بره!
ولي خوب شد چند ساعت قبل از پروازها فهميديم و اطلاع‌رساني كرديم وگرنه مردم بيچاره معطل مي‌شدند.                 

            
آخه خدارو خوش مي‌ياد مي‌خوايي ايرلاين ها رو بي‌خيال نشون بدي!
خب بنده‌هاي خدا خبر نداشتن، مگه چيه؟ ما كه مي‌دونستيم، مردم هم خبردار شدن! بسه ديگه! ما گفتيم ترمينال پروازها جابه‌جا بشه! خودمون هم گفتيم نمي‌شه.
بده اطلاع‌رساني كرديم. اگر ناراحتي اينم ديگه نمي‌گيم تا بفهميد جامعه ساكت و بي‌خبر يعني چي!!
زمستون، ازت نمي‌گذريم كه همش داري بخش هوايي‌رو ضعيف نشون مي‌دي، يه روز براي ايرلاين‌ها مشكل درست مي‌كني، امروز هم براي فرودگاه‌ها. دلت خنك نشد مدير فرودگاه امام رو بركنار كردي، حالا مي‌خوايي مدير فرودگاه مهرآباد رو هم بركنار كني! بس كن ديگه.


نتيجه اخلاقي؛
هوا بس ناجوانمردانه سرد است... در رو ببند سوز مي‌ياد!
هم‌اكنون نيازمند ياري سبز شما هستيم.

  + نوشته شده درسه شنبه دوم بهمن 1386  ساعت 19:1  توسط حمید باستانی