تبليغاتX
برج مراقبت


 

 برج مراقبت
نگاه طنازانه به موضوعات

درباره من
 
پنجره روباز کن ....
یکی اونجا هست که داره نگاه می کنه
واقعیت رو میبینه اما روش نمیشه بگه...
اون بالاتر هم یکی هست که از برج مراقبت نگاه می کنه
ببین ...از نگاه اون حقیقتو ببین
-------------------------------------
پیام ضروری:حتمی نظر بدید


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
 
پیوندهای روزانه
  موج
آرشیو پیوندهای روزانه
 
نوشته های پیشین
  هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
 
 
 
پیوندها
  قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
خانواده سبز/مرورگر اخبار
دستپخت ژورنالیست ایرونی
آنچه نمی نویسم
گفته ها و ناگفته ها
بوم
عکس بازی
یادداشت‌ برای مخاطب احتمالی
آزادی
رادیو زمانه
جدیدترین و بهترین ها
 
طراحی قالب
 
 RSS 


POWERED BY
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> > BLOGFA.COM
<-BlogCustomHtml->

 

 

 

 
 كنترل از راه دور و يخ‌هاي برج مراقبت!
آنقدر هوا سرد شده كه حتي برج مراقبت هم يخ بسته بود و طي دو روز گذشته به خاطر يخ‌هاي دور و بر برج مراقبت نشد واردش بشيم تا از اون بالا ببينيم چه خبره!
اما امروز با آفتابي كه بر همه جا تابيده بود تونستيم درش رو باز كنيم و يه نگاهي به اطراف بندازيم و ببينيم كه اوه... اوه.... چه خبر اس!!
اينقدر اوضاع قارش ميشه كه نمي‌دونم از كدومش بگم!
يكي اون طرف تو جاده گير كرده بوده، يكي ديگه تو فرودگاه گير كرده بوده و بعضي‌ها هم به خاطر تعطيلات اجباري تو خونه‌هاشون گير كردن و دارن يخ حوض مي‌شكونن و ظرف مي‌شورن يا مس مي‌سابن!!
به خاطر همينه كه حمل‌و‌نقل در وضعيت خوبي به سر مي‌بره و همه چيز رو به راهه و اگر از احوالات ما بپرسيد غمي نيست جز دوري شما.
چون ديگه راهي نبود برف مي‌اومد و همه چيز يخ بسته بود. مي‌گن بال هواپيما هم يخ بسته چه برسه به جاده و ريل قطار!

تو جاده‌ها كاميون‌ها باك گازوئيلشون يخ بسته بود و راننده‌ها با آتيش، يخ باك گازوئيل آب مي‌كردن. شايد قراره بال هواپيما‌ها رو هم با آتيش آب كنن تا پرواز‌ها عادي بشه!
از اون‌طرف هم مسوولاي ارشد با كلي گرفتاري پشت برف و بوران و يخبندان امروز تونستند بعد از چهار روز خودشون رو به فرودگاه امام برسونن تا مشكل مردم رو ببينن!
آخه از قديم گفتن شنيدن كي بود مانند ديدن!
يكي نيست بگه چرا داريد ناشكري مي‌كنيد. تو آمريكا با اون همه ادعا! برق هم قطع شده و ما تو ايران داريم پرواز‌ها رو هر چند كند و با تاخير اما بالاخره بعد از سه چهار روز انجام مي‌ديم.
ديگه چي مي‌گيد؟ فرودگاه امام به اين بزرگي، بريد يه گوشه بخوابيد تا صداتون كنيم ديگه، اصلا چرا قبلش زنگ نزديد!
شما كه ديگه از تيم فوتبال آلماني كه عزيز‌تر نيستيد! سه روزه موندن تو ايران و آخرشم كف فرودگاه استراحت كردن. تازه يه دست، گل‌كوچيك هم تو اون فضاي مناسب و بزرگ زدن و دل همه شاد شد!
همه جاي دنيا اين طوريه ديگه بريد از فوتباليست‌هاي آلماني بپرسيد!
نتيجه اخلاقي؛
- همه چيز خوبه فقط يه مشت برف خائن داران چوب لاي چرخ حمل‌ونقل مي‌زارن‌
- پيش‌بيني‌ها درست بود بايد از هواشناسي تقدير كرد
- اوضاع تحت كنترله فقط كنترل آزاد‌راه دوره!

  + نوشته شده درجمعه بیست و یکم دی 1386  ساعت 16:20  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 
نامه به يک تيم ملي
ابراهيم رها

سلام تيم ملي، ايول،

تيم ملي از تو توقع نداشتم. جداً از تو هيچ توقع نداشتم که در اين روزهاي حساس و در حالي که ثبت نام براي انتخابات مجلس شروع شده و مطبوعات خفقان ايجاد مي کنند و دانشجويان بدون کارت در دانشگاه ها تردد مي کنند و هر لحظه يک دستي از يک آستيني بيرون مي آيد و يک کاري مي کند، تو هم بيايي و مقابل تيمي از کشور آلمان اينطور در استاديوم آزادي شکست بخوري. من گمان مي کنم تو هم با منتقدين غيردلسوز دستت توي يک کاسه است وگرنه چرا به يک تيم آلماني باختي مثلاً به تيمي از ونزوئلا يا کشور عزيزي که جديداً بعد از مدت ها تلاش روابطمان را با آنها گسترش داديم (جيبوتي) نباختي؟

ببين تيم ملي، اگر با اين کارها مي خواهي به اهداف شوم خودت برسي و بر فرض يک مربي مثل اين آرتو مارتور (که دوستان آگاه ما مي گويند يک جوري است که هيچ کس در ايران آنجور نيست،) بيايد و مربيگري را به عهده بگيرد سخت در اشتباهي. ما قطعاً نخواهيم گذاشت اين اجانب، اين... اين چه نتيجه يي بود آخه؟ دو - هيچ، اونم پيش تيم آخر جدولي آلمان؟ آخه چه انتظاري داشتين، توقع داشتين مردم بيان استاديوم آزادي فقط تماشا کنن که از اون بالا کفتر ميايه. اي تيم ملي، بدان و آگاه باش که راه به جايي نخواهي برد. بگذار رئيس فدراسيون انتخاب شود آن وقت دوستان ما يک مربي اصولي و ارزشمند براي تو انتخاب مي کنند. آن وقت ما با شعار «تيم حريف را نابود کنيد» و با سيستم «توپ رو بکن تو گل» خواهيم توانست هانزاروشتوک که سهل است پيام مشهد را هم شکست دهيم. اي تيم ملي، ما مي دانيم و آگاهيم که بانک هاي خصوصي، وام مسکن 36 ميليوني، آلودگي هوا، برف (مخصوصاً در اين چند روز اخير) گاز، تورم، خود تو و... قصدتان زير سوال بردن زحمات شبانه روزي مسوولان است. مثلاً همين آقاي علي آبادي اينقدر زحمت مي کشد آن وقت تو، دو بر صفر مي بازي؟ يا بر فرض اين برادر عزيز آقاي کيومرث هاشمي که من خودم شاهدم هيچ نامه يي را امضا نکرده، آن چيزي را هم که صفايي فراهاني در برنامه 90 نشان داد، نبايد نشان مي داد، بي تربيت، اينقدر تلاش مي کند، اينقدر براساس آمار روزي بيست و يک ساعت کار مي کند، چند ماه است خانه نرفته، بس که زحمت مي کشد، بعد تو به جاي تشکر مي آيي دو بر صفر مي بازي؟

اي تيم ملي، اين را بگويم که اينها براي ما مهم نيست. بدان و آگاه باش که ما يک روز هم حال آن عادل فردوسي پور را مي گيريم. چون يقين دارم امشب در آن برنامه معلوم الحال و استکباري اش به باخت تو خواهد پرداخت و به جاي آنکه به مردم بگويد ما در واقع برنده واقعي اين بازي بوده ايم حرف هاي مزخرفي خواهد زد. تيم ملي، آدم شو،

Postkhone@gmail.com

  + نوشته شده دردوشنبه هفدهم دی 1386  ساعت 15:59  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 همه چي خوبه... تو بدي!
وقتي پرواز حجاج در مرحله رفت تموم شد مسوول‌هاي هوايي زياد بودند و همه اظهارنظر مي‌كردن كه آقا بيا ببين ما چي هستيم! ما محشريم! ما خوبيم، سعودي بده! اونا تاخير دارن ما نداريم، اونا نامنظم هستن و ناپاسخگو، ما كلي پاسخگو!
بيا و ببين چقدر خوبيم، فدامون بشيد الهي!!
كلي نامه نوشتن به رسانه‌ها و از خودشون تعريف كردن و به جاي حق‌ الزحمه بعضي‌ها رو سفر زيارتي فرستادن...
اما اي دل غافل... كه بازم مثل هميشه... بازنده مي‌شه!آخه هر بازي يه رفت داره يه برگشت...
آقاي هواپيمادار... آقاي صاحب هوا و زمين اندكي صبر، برگشت نزديك است.
حالا چرا نامه نمي‌دي به رسانه‌هاي حامي تا به نقل از خودت و با اسم نامه مردمي برات منتشر بشه؟
چرا نمي‌گي ننه سرما شده بهونه براي تاخيرهاي روزانه! چرا نمي‌گي سعودي‌ها كه سرشون شلوغه و تريبوني براي دفاع از خودشون در رسانه‌هاي ايراني ندارن رو كردي بهونه تاخير!
چرا بقيه كشورها با سعودي مشكل ندارن و تو داري؟؟
چرا حالا ديگه مسوول نيستي؟ 9 تا 9 تا پروازها رو كنسل مي‌كني، مردم رو از خطر حادثه راحت مي‌كني و راحت مي‌گي بدي آب‌وهوا!
پس چرا همه پروازها كنسل نمي‌شه؟ چرا شهرهايي كه هواشون خوب بود پروازهاشون كنسل شد؟
چرا اونايي كه با هزينه شما سفر زيارتي رفتن الان برات نامه منتشر نمي‌كنن و ازت دفاع نمي‌كنن؟ چرا هر روز پنج تا خبر من خوبم تو خوبي منتشر نمي‌كني؟
بگو راحت باش!
مردم عادت كردن، هي بگو امنيت اصل مهم ماست! بگو... كي باور مي‌كنه؟ اصلا مهم نيست تو بگو... راحت باش.
نتيجه اخلاقي؛
- دو دو تا مي‌شه هزار و دويست‌تا!
- ايمني زياده، تاخير كمه، همه چيز خوبه... تو بدي!
- بازم سمج‌بازي داري درمياري‌ها...
  + نوشته شده دریکشنبه شانزدهم دی 1386  ساعت 19:31  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 اي ننه سرما همه بهانه از توست...!
اي زمستان، اي برف، تو ديگه كي هستي؟ اي سرما تو باعث شدي كه فشار گاز افت پيدا كنه و هموطنان دچار مشكل بشن و آقايون خدمتگزار به خودشون زحمت بدن و هي ماشاالله حرف بزنن چراكه فرصت حرف زدن براي اين بنده‌هاي خدا خيلي غنيمته، طفلكي‌ها اينقدر كه دارن كار مي‌كنن فرصت حرف زدن ندارن...!
اي زمستان تو باعث شدي كه چرخاي يك هواپيما ليز بخوره، بشكنه و يه كمي آب تو دل مردم تكون بخوره.
نكنه تو را عوامل بيگانه و استكبار جهاني اجير كردن كه امنيت ملي رو به خطر بيندازي...!؟
اي مزدور، مگر اين مسوولان خيلي خادم چه گناهي كرده‌اند...!؟ كه تو اينجوري مي‌خواي حالشون را بگيري، بابا انصافت كجاست؟
اما اينكه يك هواپيما دچار سانحه يا حادثه بشه، مگه چيه...؟ اين همه آدم هر سال دارن تو جاده‌ها مي‌ميرن يا مسافران يك قطار توي آتيش مي‌سوزن و يكسري تو آب خفه مي‌شن، كسي حرف مي‌زنه...!؟ نكنه مي‌گي اينا اجل معلقه...؟ يا ميگي اينا كه روي زمينن وضعشون اينه، ما كه رو هواييم، بعضي وقت‌ها يهو هوايي مي‌شيم، يك كاري مي‌كنيم كه ديده بشيم. آخه چرا اين همه خدمات ما رو كسي نمي‌بينه؟ هر سال كلي زاير مي‌بريم خونه خدا و برمي‌گردونيم به سلامت، ما كه تاخير نداريم، مدير پروازي نداريم، حتي خودمونم براي حفظ مشتري سوار هواپيما نمي‌شيم، غذاهاي جورواجور مي‌ديم، هواپيما تعمير مي‌كنيم، بار اضافي مي‌بريم، بازم بگم...

                            قطب سرما در "اویماکون" واقع در یاکوتیا . Photo: © РИА Новости.
با اين همه اوصاف مي‌خواي ما رو نبيني، بذاري برم...!
خداييش كي مثل ما اين همه تلاش مصلحت‌آميز تنها براي حفظ منافع ملي انجام مي‌ده؟ باز شما بياييد تلاش مذبوحانه كنيد.ما كه داريم شما رو مي‌فرستيم زيارت هرجوري كه بخوايد...
البته شايد بعضي بخوان براي كلاس‌دار شدن و حركت با زمونه سوار هواپيما بشن، ما هم از باب رفاقت و تنها براي حفظ منافع ملي هم شده توصيه مي‌كنيم چند نکته زیر رو رعایت كنند.

اول: زماني كه خواستيد از اين به بعد سوار هواپيما بشيد، قرض و قوله‌هاتون را بديد، حلاليت بگيريد، مديون كسي نشيد شايد رفتيد سفر آخرت... راستي مگه بده، يهو ره صد ساله را يك ساعته يا... طي كنيد...؟
دوم: به مسافران هوايي توصيه مي‌شود از اين به بعد يك جفت لاستيك اضافي همراه خودشون داشته باشن چراكه به كارشون مياد، يهو ديدي افتادن توي رودخونه يا دريا، حداقل مي‌تونن يك سفر دريايي ايمن داشته باشن.
البته توي اين روزگار خيلي‌ها لاستيك‌سابي پيدا كردن و بازار خريد و فروش لاستيك هم خيلي خوبه...
سوم: اصلا چه عجله‌اي داريد كه مي‌خواهيد زود به مقصد برسيد.
مي‌تونيد از اين به بعد با شتر سفر كنيد تا حداقل اين همه خدماتي رو كه خدمتگزاراي مردم براي ملت فراهم كردن با حوصله ببينيد، چراكه شنيدن كي بود مانند ديدن...
چهارم: و اما تمام اين مسايل به خاطر زمستونه، اي ننه سرما ،بالاخره بابا نوروز مياد و آن وقت روسياه مي‌شي. اي جيره‌خوار، نكنه دفعه ديگه بخواي يك هواپيما بتركوني تا گرماي اون افت فشار گاز رو كم كنه و حداقل از يك اتهامت تبرئه بشي. 

و یک نکته:اي ننه سرما خوش به حالت كه حداقل سال ديگه انرژي هسته‌اي‌مون راه مي‌افته و اندكي از اتهاماتت كم مي‌شه، راستي ما با اين روسياهي چه كنيم؟ اي ننه سرماي مهربون، همه بهانه از توست...! (آریا نیستان)

  + نوشته شده درشنبه پانزدهم دی 1386  ساعت 17:55  توسط حمید باستانی