تبليغاتX
برج مراقبت


 

 برج مراقبت
نگاه طنازانه به موضوعات

درباره من
 
پنجره روباز کن ....
یکی اونجا هست که داره نگاه می کنه
واقعیت رو میبینه اما روش نمیشه بگه...
اون بالاتر هم یکی هست که از برج مراقبت نگاه می کنه
ببین ...از نگاه اون حقیقتو ببین
-------------------------------------
پیام ضروری:حتمی نظر بدید


صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
 
پیوندهای روزانه
  موج
آرشیو پیوندهای روزانه
 
نوشته های پیشین
  هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
 
 
 
پیوندها
  قالب های رایگان
عسلک و خاله جونش
خانواده سبز/مرورگر اخبار
دستپخت ژورنالیست ایرونی
آنچه نمی نویسم
گفته ها و ناگفته ها
بوم
عکس بازی
یادداشت‌ برای مخاطب احتمالی
آزادی
رادیو زمانه
جدیدترین و بهترین ها
 
طراحی قالب
 
 RSS 


POWERED BY
!-- Begin WebGozar.com Counter code --> > BLOGFA.COM
<-BlogCustomHtml->

 

 

 

 
 

خبرو يواش بنويس!
پرده‌خواني يك كنفرانس خبري:
خبر دارم خبر... خبريه ...
يه خبر مهم و داغ مي‌خوام بهت بگم بچه خبرنگار!
مديرعامل جونم بگو
مي‌خوايم بليت بفروشيم اونم از نوع مدرن و پيش‌فروشي! در تاريخ...
حالا شنيدي؟ خبر خوبي بود؟ اما يه وقت انتقالش ندي‌ها... شركت مسوول گفته اينو نگم اما من مي‌گم... يه وقت فكر نكني ما با اونا چپيم... نه... براي احترام به ذهن عمومي اين خبرو منتشر كردم... قدرت رو حال كردي... تازه به همه هم گفتيم يواش بنويسيد!!!
بهتره اين خبرو آروم بنويسي! اصلا بهتره آب پياز به جاي جوهر تو دستگاه چاپ روزنامه بريزي تا خط‌ها نامرئي بشه و فقط با حرارت خونده بشه...
                                              

نتيجه اخلاقي:
- همه چيز امن و امانه شلوغ نكن...
- هيچ‌كس نمي‌خواد كسي رو تخريب كنه!
- يواش نوشتن بهتر از هرگز ننوشتن است!
- اين خبر ربطي به بازار سياه بليت نداره...
- زيرابت خوبه اما استعفا كني بهتره‌ها...

  + نوشته شده درچهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386  ساعت 18:49  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 آدم بدا كجا ميرن؟!
ميگن خودروها هم دارن به جعبه سياه تجهيز مي‌شن و از اين به بعد ميشه همه اتفاقات 14 ثانيه قبل از تصادف رو تا 10 ثانيه بعد از تصادف‌ها ديد.
خيلي قشنگه‌ها... فكر كن اگه تو ايران اين سيستم در خودرو‌ها ارايه بشه فكر كنم خيلي جذاب بشه‌ها...


اينم جعبه سياه يه خودرو در جاده چالوس...
اول شخص مونث: به مامانت بگو ما داريم ميريم شمال ديگه...
دوم شخص مذكر: هيس! مي‌شنوه...گفتم دارم ميرم ماموريت!
اول شخص مونث: اوه اوه...گوشيو بگير پايين پليس ديد... كمربندتم ببند
دوم شخص مذكر: پليسو بي‌خيال اين بچه رو از بغلم بگير بپر پايين‌
راوي: بوم... تغ..تغ .......بازم بوم...همراه با جيغ بنفش‌

نتيجه اخلاقي:
- آدم بدا ميرن ته دره...
- جعبه سياه باعث افشاي اسرار خانوادگي ميشه و خوب نيست‌
- هر كي تعداد تخلفات رو گفت بياد جايزه بده!
- بازم جاده تو مقصر بودي‌ها!!
- جعبه سياه رو سفيدمون كردي (انجمن جاده‌های پر چاله ایران)

  + نوشته شده دردوشنبه بیست و ششم آذر 1386  ساعت 19:34  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 كافر همه را به كيش خود پندارد
داغ داغ ُُداغ...اينقدر اين موضوع داغه كه همه ذهنا اين طرف مشغول باشه.
اينقدر موضوع وزارتخانه راه‌و‌ترابري و وزير بازنشسته و اول دي‌مهم شده كه ديگه يادم نباشه بعضي‌ها در حال سم‌پاشي عليه مطبوعات و رسانه‌هاي راه‌و‌ترابري و برخي از همين آقايان در روز‌هاي آخر، دنبال مطرح كردن نام خودشون هستن تا شايد در وزارتخانه جديد هم جاي پا داشته باشن...

اينقدر موضوع اسم‌ها و افرادي كه براي سرپرستي وزارت راه مطرح مي‌شه جالبه كه اصلا نمي‌خوام بگم يكي از مديران روابط عمومي افتاده دوره و داره به خبرنگارايي كه مثبت ننويسن تهمت باج‌گيري مي‌زنه و براي كسايي كه مطلب خوب براش بنويسن جايزه (نخونيد رشوه‌ها) مي‌زاره. اصلا نمي‌خوام بگم چند وقت پيشم يكي از نزديكان وزير همين تهمت‌ها رو به يه خبرنگار ديگه زده بود و آخرش معلوم شد مي‌خواسته يه منتقد رو كله پاكنه!
نمي‌دونم اصلا ارتباطي به هم دارن يا نه، اما نمي‌دونم چرا خبرنگارايي كه سوال چالشي بپرسن و پيگير اخبار بشن رشوه‌بگير مي‌شن!

 

                                 
نه اينكه انجمن صنفي روزنامه‌نگارا هم خيلي حاميه و كلي حامي پشت رسانه‌ها و خبرنگارا هستن، ديگه خبرنگارا بي‌خيال شكايت مي‌شن!
اعاده حيثيت! اصلا يعني چي! مگه مهمه!
خبرنگارو اين حرفا!
آخر عزيزم برو به فكر نون باش كه خربزه آبه...
مديري كه آبروي يه نهاد ملي رو به خطر مي‌اندازه جاي درگيري و لفاظي داره!
كسي كه اعتبار دولت رو هزينه مي‌كنه... ولش كن... بزرگ مي‌شي يادت مي‌ره يا شايدم تا چشماتو باز كني مدير بعدي جاش نشسته باشه!

  + نوشته شده دریکشنبه بیست و پنجم آذر 1386  ساعت 12:58  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 

برا چی می خندی؟؟!

 

مگه خنده داره برا چی می خندی؟با توام ..ها

برا چی می خندی؟دو تا هواپیما به هم خوردن،تو اونوقت داری می خندی؟

اگه خودت تو اون هواپیما بودی بازم می خندیدی؟گیرم که خلبان حواسش نبوده باشه..گیرم که هواپیمای پارک شده در محل توقف مطلقا ممنوع بوده باشه!..چه ربطی داره که بخندی!

شاید پارکینگ هواپیماها درفرودگاه امام پلیس نداره و شایدم ماموراش برگ جریمه نداشتن!شایدم مامور داشته اما برا بکسل هواپیما به پارکینگ و خوابوندن هواپیما ماشین نداشتن!اصلا شایدم خلبانه آشنا داشته بی خیال جریمه ها شده تا یه جا بره همه رو صفر کنه!ای بابا گیر دادی ها ،شاید هم خلبان و کمکش حواسشون نبوده!

 

بازم می خندی؟یعنی دارم دروغ می گم....

خوب شاید برای نزدیکی ملل دو تا هواپیمای خارجی نزدیک هم شده بودن و با بی احتیاطی به هم خوردن!

جه ارتباطی داره که تو فرودگاه امام این اتفاق افتاده..یعنی می خوای بگی بی نظمی و بی احتیاطی بوده...یا نکنه می خوای بگی تجهیزات مناسبی نبوده...نه نشد ..من با کسی که باهام موافق نباشه حرف نمی زنم.

اصلا حالا که اینطوریه اینو بگم که حرف آخره:این اتفاقات در همه جای دنیا هم هست....حالا برا چی می خندی؟!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینم اصل خبربرخورد بال دو هواپیما در فرودگاه امام خسارت جانی در پی نداشت

  + نوشته شده درشنبه بیست و چهارم آذر 1386  ساعت 16:19  توسط حمید باستانی 
 

 

 
 رژيم لاغري وزارت راه!
هنوز خبر اصلي تاييد نشده كلي اسم و خبر از اين ور و اون ور درومده، يكي از روزنامه‌ها اين اسم‌هارو اينطور نوشته بود؛
علي‌آبادي رييس سازمان تربيت بدني، خسرو دانشجو استاندار تهران، عبدالله سهرابي استاندار مركزي و تنها آدم مرتبط حسن زياري مديرعامل راه‌آهن كه تنها چند ماهيه بعد از شوراي شهر دوره گذشته به اين سمت منصوب شده كانديداهاي احتمالي جانشيني محمد رحمتي هستند. اين بار اول نيست كه چندتا اسم پشت سرهم رديف شده تا به جاي تنها وزير باقي‌مانده از دوران اصلاحات گذاشته شود.
اصلا مگه ربطي داره كه مرتبط باشه.
پارسال هي صحبت از افراد مرتبط و معاون‌هاي مربوطه در وزارت راه‌وترابري براي تصاحب پست وزارت بود و آخرش بحث منتفي شد. حتما اين دفعه غيرمرتبط‌ها انتخاب شدند تا يه كاري صورت بگيره!
آقاي علي‌آبادي انگار به حكمAFC نتونه سيستم2 -3-5 فدراسيون فوتبال رو تغيير بده، حالا شايد مي‌خواد بياد حمل‌ونقل رو جابه‌جا كنه، شايد هم استاندارهاي كانديد بتونن با حضورشون ايالت راه‌وترابري رو مثل استان اداره كنن!
اصلا مگه اين سيستم درسته كه تعدادي آدم مشخص هميشه تو يه حوزه باشن! بايد گردش كاري هواي تازه‌اي رو ايجاد كنه. مگه بده همه مديرا با تجربه بشن. از سياست به اقتصاد، از اقتصاد به ورزش و از ورزش به راه‌وترابري!
فرض محال كه محال نيست

 تصور كن اگر آقاي علي‌آبادي بياد سرپرست راه و ترابري و بعد از مدت كوتاهي وزير راه‌وترابري بشه چي مي‌شه؟! اون وقت مديراي حمل‌ونقل كه بعضي‌هاشون اضافه وزن هم دارن بايد صبح‌ها اطراف ساختمان وزارت راه (تپه‌هاي عباس‌آباد) بدوون و وزن كم كنن.
تازه علاوه بر روزنامه‌هاي اقتصادي، از اين به بعد انبوهي از روزنامه‌هاي ورزشي هم در حوزه حمل‌ونقل تردد مي‌كنن تا از شغل جديد علي‌آبادي هم سر در بيارن. اينطوري فرهنگ‌سازي و آشناسازي با حمل‌ونقل بسترسازي مي‌شه!
تازه ايشون مي‌تونن با گرايشات مرتبط ورزشي با راه‌وترابري، علاوه‌بر احياي ورزش‌هاي آبي، رشته‌هاي جديدي همچون ورزش‌هاي جاده‌اي، ريلي و هوايي هم ايجاد كنند.
خدارو چه ديدي شايد رشته‌هاي اسكي روي ريل، پرش از جاده، تعليق در آسمان و... هم راه افتاد!

  + نوشته شده درپنجشنبه بیست و دوم آذر 1386  ساعت 11:57  توسط حمید باستانی